زهرشیرین

image06-8.jpg

ترامن زهرشیرین خوانم ای عشق ،که نامی خوش ترازاینت ندانم .وگر- هرلحظه – رنگی تازه گیری ،به غیر از «زهرشیرینت » نخوانم . توزهری ، زهرگرم سینه سوزی ،توشیرینی ، که شورهستی ازتست .شراب جام خورشیدی ، که جان رانشاط ازتو ، غو ازتو ، مستی ازتست . به آسانی ، مراازمن ربودی درون کوره غم آزمودیدلت آخربه سرگردانیم سوخت نگاهم رابه زیبایی گشودی بسی گفتند : - « دل ازعشق برگیر !که :نیرنگ است و افسون است و جادوست 1 »ولی مادل به اوبستیم ودیدیمکه این زهر است ، اما ! ... نوشداروست !  

/ 4 نظر / 7 بازدید
مزداویر

بیستون را عشق کندو شهرتش فرهاد برد

شهاب

با تشکر از شما.منتظر مطالب بعدیتان با موضوعات گوناگون و متنوع هستم. موفق باشید

الهام

ای عشق، رنگ آبیت پیدا نیست... سلام رفیق عشقولانه مینویسی؟[نیشخند] لینکت کردم. تا بعد...