مشکلات تحقیق درایران
ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۳٠ 

مشکلات فراروی تحقیقات در کشور

دکتر تمیزی­فر، عضو هیات علمی دانشگاه علم و صنعت ایران، در گفتگو با شبکه تحلیل‌گران تکنولوژی ایران، به بررسی مشکلات فراوری تحقیقات و محققین در کشور پرداخته است:

اهمیت تحقیق و نقش محققین در توسعه علم و تکنولوژی بر کسی پوشیده نیست، اما در کشور ما به علت مسائل مختلف، این توانایی در سیستم علمی و صنعتی کشور وجود ندارد که محقق را با تمام ظرفیتش در اختیار گیرد. برخی از این مشکلات را می­توان به شرح زیر دسته­بندی نمود:

1- مشکلات فرهنگی و مدیریتی


مدیران در بخش تحقیقات ضعف­های زیادی در نحوة برخورد با محققین دارند به این صورت که در ابتدای امر اصلاً آشنا به موضوع نیستند و برای ارزیابی کار محققین از افرادی استفاده می­شود که صلاحیت علمی لازم را ندارند و گاه دانشجوی یک استاد، ارزیاب کار او می­شود. این مساله برای سیستم تحقیقاتی چندان مناسب نیست و باید ارزیابان در حد مناسبی از لحاظ تجربه و علم باشند. در صورت کمبود ارزیابان مجرب می­توانیم از کشورهای همسایه یا دیگر کشورها افرادی را بیاوریم تا کار را ارزیابی کنند. گاهی به خاطر یکسری مشکلات داخلی یک طرح خوب بایکوت می­شود. یا افرادی برای بهره­برداری شخصی، با طرح­ها خوب برخورد نمی­کنند و با رفتارهای دلسرد کننده، با عدم پرداخت بودجه و با ایرادهای غیرکارشناسانه کاری می­کنند که محقق از کردة خود پشیمان می­شود. ما باید جنبه­های دلسردکننده را برداریم و بجای آنها جنبه­های ارشادی، دلگرم کننده و مثبت قرار دهیم
.

2- عدم وجود استراتژی



ضعف دیگری که در این زمینه مشاهده می­شود، نداشتن یک سیستم هدفمند در زمینه تحقیقات است و علت اصلی آن نبود یک استراتژی در امر تحقیقات می­باشد. بطوری­ که ما یک برنامة مشخصی برای آینده نداریم تا طبق آن عمل کنیم. در این زمینه دانشگاه­ها و مراکز تحقیقاتی می­توانند فعال شوند و برنامه بدهند. این کار باید با حمایت دولت صورت گیرد. صنعت­گران نیز باید در این مساله دخیل شوند تا هر گونه برنامه­ای که ریخته می­شود در راستای برآورده کردن نیاز صنعت باشد نه صرفاً تحقیقات آکادمیک. البته استراتژی که پشتوانه عملی نداشته باشد با نبود آن فرقی ندارد. بنابراین تدوین استراتژی در هر بخش که صورت می­گیرد باید پشتوانه عملی لازم را نیز داشته باشد و با تعویض مدیران برنامه­ها دچار نقصان نگردد.

3- مشکلات مالی



متأسفانه تصور غلطی که در بین مدیران ما وجود دارد این است که انتظار دارند پروژه­های تحقیقاتی زودبازده باشند و با خرج کم بتوان به ارزش افزوده بالایی دست یافت. در صورتی که این طور نیست. پروژه­های تحقیقاتی معمولاً دیربازده و پرخرج می­باشند. البته وقتی به نتیجه برسند مطمئناً خرج خود را در می­آوردند. مثلاً وقتی ما برای یک ایمپلنت دندانی که برای به نتیجه رسیدن 2 میلیارد تومان بودجه نیاز دارد 20 میلیون تومان هزینه می­کنیم نباید فکر کنیم زیاد هزینه کرده­ایم. اگر به اندازه مناسب بودجه صرف کنیم ارزش افزوده بالا نیز ایجاد می­شود.

4- کلی­گویی و عدم نظارت


در کشور ما مؤسسات تحقیقاتی مختلفی وجود دارد و بعضی از آنها از بودجه­های کلان و عمر طولانی برخوردار هستند ولی متاسفانه کارایی لازم را نداشته­اند. علت این امر را می­توان در دو مسئله جستجو کرد: یکی عام بودن این مؤسسات است که به ابهام در وظایف آنها می­افزاید و آنها را در برنامه­ریزی دچار مشکل می­کند. مثلاً برای مواد که شامل چندین شاخه مهم است، ما یک مؤسسه تحقیقاتی به نام مواد ایجاد می­کنیم و نمی­دانیم می­خواهیم چه بکنیم و به کدام­ یک از شاخه­های مواد بپردازیم و کدام اولویت دارند. اصلاً وظایف هم برای آنها مشخص نمی­کنیم و نظارتی هم بر کار آنها به طور دقیق و منظم انجام نمی­دهیم تا ببینیم بودجه اختصاص یافته در کجا صرف شده است. به همین دلیل اکثر این مراکز نیز دچار مشکل می­شوند
.

عامل دوم توجه نکردن به ادامة تحقیقات تا تجاری شدن آنها است که تحقیقات را در نظر مدیران به یک مسئله کم بازده و بی­نتیجه تبدیل کرده است. در حالی­ که اولویت تحقیقات در کشور باید مسائل صنعتی و مشکلات صنعت کشور باشد تا بتوان از این رهگذر پاره­ای از مشکلات لاینحل صنعتی را از بین برد.

 

 


کلمات کلیدی: