زهرشیرین
ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٤ 

ترامن زهرشیرین خوانم ای عشق ،که نامی خوش ترازاینت ندانم .وگر- هرلحظه – رنگی تازه گیری ،به غیر از «زهرشیرینت » نخوانم . توزهری ، زهرگرم سینه سوزی ،توشیرینی ، که شورهستی ازتست .شراب جام خورشیدی ، که جان رانشاط ازتو ، غو ازتو ، مستی ازتست . به آسانی ، مراازمن ربودی درون کوره غم آزمودیدلت آخربه سرگردانیم سوخت نگاهم رابه زیبایی گشودی بسی گفتند : - « دل ازعشق برگیر !که :نیرنگ است و افسون است و جادوست 1 »ولی مادل به اوبستیم ودیدیمکه این زهر است ، اما ! ... نوشداروست !  


کلمات کلیدی: