ادبیات
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٩ 

راستی ما جوونا ازادبیات غنی ایران زمین  چقدی حالیمونه ؟البته امروزه نت خیلی راحت راج به همه چی اظهار نظرمی کنهزباننیشخند ...ادبیات شرق چی می گه ؟ادبیات غرب چی  ؟ متفکر

دور ازلطف نیست یه نیم نگاهی به این متن بندازینچشمک

این متن ونویسندشوباکدوم یکی ازبزرگان وصاحب نظران ایرانی ،تواین زمینه مقایسه می کنین ؟

«کمدی الهی» La Divina Commedia، که بزرگترین اثر دانته، و بزرگترین شاهکار ادبیات ایتالیا، و بزرگترین محصول ادبی و فکری قرون وسطای مغرب زمین، و یکی از بزرگترین آثار ادبی تاریخ جهان به شمار آمده است، محصول دوران بیست ساله غربت و دربدری دانته است که شرح آن رفت.

خود دانته این کتاب را فقط کمدی Commedia نامیده بود، و لقب «الهی» (divina) یا آسمانی، در حدود سه قرن بعد یعنی در قرن شانزدهم بدان داده شد. این لقب «الهی» مفهوم ارتباط این اثر را با دنیای ماوراء الطبیعه و آسمانی دارد، و هم حاکی از زیبائی و لطف «خدائی» این اثر است .

اطلاق عنوان «کمدی» بدین کتاب از طرف دانته، مربوط بدان مفهومی که امروزه کلمه «کمدی» برای ما دارد نیست. خود او توضیح می‌دهد که «تراژدی» یعنی اثری منظوم با سبک شعر خواص،«کمدی» یعنی اثری با سبک متوسط و ترانه یعنی اثری با سبک عامیانه، و او خود در مقابل «انئیس» Aeneis ویرژیل، که خود ویرژیل آنرا «تراژدی بلند پایه» خوانده است، این مجموعه را «کمدی» نام داده است، زیرا «کمدی» ماجرائی است که بر خلاف تراژدی از بد شروع شود و بحسن عاقبت پایان یابد.

اما این «کمدی» چیست، و جنبه‌های مختلفی که شهرت فوق العاده آنرا باعث شده، کدام است؟

«کمدی الهی» در درجه اول یک اثر شاعرانه استادانه بسیار عالی است. دانته با این مجموعه نه تنها بزرگترین اثر ادبی کشور خود را آفریده بلکه «زبان» مملکت ایتالیا را پی‌ریزی کرده است . پیش از دانته مردم هر ایالت ایتالیا به لهجه‌ای خاص حرف می‌زدند که میان آن و زبان نواحی دیگر اختلاف بسیار بود؛ زبان علمی، زبان لاتین بود ولی این زبان فقط مورد استفاده خواص بود و بدرد مردم عادی نمی‌خورد، و چون مسلم بود که باید خواه ناخواه یک زبان «ایتالیایی» برای خواندن و نوشتن بوجود آید ، ایتالیائی‌ها بی‌آنکه خود متوجه باشند در انتظار زبان و زبان‌سازی بودند که می‌بایست مشکل آنرا حل کند. احتمال هم می‌رفت که زبان «پروونسال» جنوب فرانسه زبان رسمی ایتالیا شود، ولی وقتی‌که دانته اثری بعظمت «کمدی الهی» بزبان ایالت «تکانا» ساخت برای هیچکس تردیدی نماند که از آن پس این زبان ، زبان رسمی ایتالیا خواهد شد و چنین نیز شد.

خود دانته حکایت می‌کند که روزی در خیابان زنی را دید که او را به زن دیگری که همراهش بود نشان داد و گفت: «این همان کسی است که به جهنم رفته و برگشته است» - و آن دیگری با تعجب بدو نگریست و جواب داد :«ببین : هنوز هم در سر و رویش اثر دوده‌های جهنم پیداست»؛ و دانته می‌نویسد «وقتی که این حرف را شنیدم، دانستم که بدانچه می‌خواسته‌ام رسیده‌ام ، یعنی توانسته‌ام با بکار بردن زبان مردم بجای زبان لاتین، آنچه را که برای عامه قابل درک نبود در دسترس همه قرار دهم»

از بعد از انتشار «کمدی الهی» این اثر مقیاس و محک سخن پردازی زبان ایتالیائی است، همچنان‌که زبان سعدی و حافظ ما «حد سخنرانی» فارسی بشمار می‌رود؛ زیرا هنوز هم کسی نتوانسته است در ایتالیا پا از حد دانته فراتر گذارد، همچنان‌که کسی نتوانسته است بهتر از سعدی ما سخن بگوید . شباهت زیادی نیز از این حیث میان سعدی و دانته است که گفته هر دو جنبه «سهل و ممتنع» دارد و این اختصاص که کار ترجمه از اینان را بسیار دشوار می‌کند اصل سخن آن دو را بصورت شاهکار‌هائی بی‌نظیر در می‌آورد.

شعر دانته شعری است بسیار موجز و منسجم، بطوری که هیچ کلمه از آنرا نه می‌توان پس و پیش و نه حذف کرد، و این فشردگی عجیب باعث شده که غالباً مفهوم اشعار «کمدی الهی» بدون شرح و توضیح قابل درک نباشد.

در سراسر این کتاب غالباً شاعر مطلبی مشروح را در یک یا دو جمله خلاصه کرده و این ایجاز در عین آنکه قدرت و تسلط عجیب او را در زبان و نظم می‌رساند، اثر وی را بصورت یکی از پیچیده‌ترین آثار ادبی جهان در آورده است.

بسیاری از اشعار «کمدی الهی » امروز در ایتالیا و اروپا ضرب المثل شده‌اند، و درست به همان صورت که ما بهر مناسبت از حافظ و سعدی نقل قول می‌کنیم در ایتالیا از کمدی الهی شاهد می‌آورند. بعضی از این اشعار از ایتالیا فراتر رفته و صورت بین‌المللی پیدا کرده‌اند و از آن جمله می‌توان شعر بسیار معروفی را که بر سر در «دوزخ» نوشته شده است نقل کرد که :«ای آنکه داخل می‌شود، دست از هر امیدی بشوی»

در درجه دوم کمدی الهی یک داستان استادانه بسیار عالی است که از قدرت داستان پروری دانته حکایت می‌کند. طرز گفتار و شیوه نقل حوادث و وقایع و دقتی که در وصف جزئیات و ریزه کاری‌های «سفر» به دوزخ و برزخ و بهشت بکار رفته، بدین داستان طولانی صورتی خاص می‌دهد و آنرا بشکل سفرنامه واقعی یک مسافر در می‌آورد، بطوریکه از همان اول خواننده فراموش می‌کند که آنچه می‌خواند زاده خیال‌پردازی یک شاعر است؛ و بالعکس چنین می‌پندارد که واقعاً یک نفر مسافر، همچنانکه از شهری به شهری و از کشوری به کشوری سفر می‌کند، دراینجا بسفر دنیای دیگر رفته و این حوادث را عیناً بچشم دیده و جزئیات آنرا یادداشت کرده است تا برای دیگران نقل کند. حتی از روی مندرجات این مجموعه، بآسانی می‌توان «نقشه جغرافیائی» دوزخ و طبقات مختلف آن و طول و عرض قسمتها و همواری و ناهمواری جاده‌ها و وضع رودها و برج و باروها و صخره‌ها و غیره را تعیین کرد؛ این قدرت عجیب دانته را در جلب توجه خواننده «و جذب او» از راه بکار بردن کلمات و تشبیهات و استعارات و جملات خاصی که تاثیر آنها بدقت و با تسلط کامل در روانشناسی حساب شده است بالاتفاق یکی از نوادر عالم ادب شمرده‌اند. یک نویسنده و دانته‌شناس معروف معاصر آمریکائی «مک – الیستر»  درین‌باره می‌نویسد:«ترکیب صداها، و آثار ترس، ترحم، وحشت، نفرت، اشتیاق، نگاه، گفتار، در سراسر این اثر بخصوص در «دوزخ» طوری است که هر کس بی‌اختیار خودش را در وسط آن صحنه‌ای احساس می‌کند که دانته برای او تجسم می‌دهد، چنانکه می‌توان ویرا استاد واقعی «هنر سه بعدی دنیای امروزی دانست»

در درجه سوم، و مهم‌تر از این هر دو ، «کمدی الهی» یک اثر عالی فکری و فلسفی است. این مجموعه درحقیقت عصاره ایست از علوم و اطلاعات و نظریات و عقاید فلسفی چند هزار ساله بشری که در آن با ترکیب خاصی درآمیخته‌اند. در این کتاب چنان‌که گفته‌اند «مجموعه کمالات و ممیزات انسانی بعلاوه طبیعت و گذشته و حال محصول خاصی پدید آورده که برای همه مردم جهان و همه ادوار و قرون قابل درک و استفاده باشد»

بدیهی است در این ترکیب باید دو نکته را از هم کاملاً مجزا کرد، یعنی مفهوم کلی آنرا از صورت خاص مسیحی و کاتولیکی آن جدا نهاد. از نظر اخیر «کمدی الهی» یک اثر مسیحی است، و حتی در آن، تعصب‌ها و غرض ورزیهائی دیده می‌شود که خواننده امروزی را مخصوصاً اگر غیر مسیحی باشد ناراحت می‌کند. ولی از این صورت ظاهری گذشته این مجموعه صورتی بسیار عمیق‌تر دارد که جنبه فلسفی و تمثیلی آن است و این آن صورتی است که بعکس جنبه اول برای «تمام ادوار و تمام سرزمینها» یعنی برای «بشر» ساخته شده است خود دانته در یکجای «کمدی» می‌گوید: شما که دیده بصیرت دارید از ورای الفاظ به راز پنهان این اشعار مرموز پی‌برید»

از این نظر سرتاسر کمدی الهی پر است از تمثیل‌ها و اشارات و استعاراتی که با آنکه شش‌صد سال است محققین و متتبعین درباره آنها تحقیق و امعان نظر کرده‌اند باز برای بسیاری از آنها کاملا روشن نشده است. تقریباً هر یک از حوادث وگفتگو‌ها و اشارت این اثر به نکته‌ای پنهانی اشاره می‌کند که شاعر همه جا از توضیح صریح آن خودداری کرده ولی خوب پیداست که مفهوم ظاهری آنها منظور اصلی او نیست. حتی اشاره اینکه «به راست چرخید» یا «به چپ چرخید» همه جا مفهوم تمثیلی خاصی دارد؛ و فقط وقتی که از این نظر بدین مجموعه نگریسته شود روشن می‌شود که راز عظمت و اشتهار عجیب «کمدی الهی» چیست و چرا متفکرین و ادبای اروپا مقام این اثر را تا بدین درجه بالا شمرده‌اند.

یک اختصاص دیگر «کمدی الهی» اینست که در سراسر آن افسانه‌های اساطیری یونان و روم قدیم با معتقدات مسیحی در آمیخته و همه جا حوادث قدیم و جدید درکنار هم قرار گرفته است. این ترکیب که شاید در نظر یک مسیحی متعصب کفر آمیز تلقی شود حاکی از آن علو روح و بزرگ بینی است که چنین ترکیبی را پدید آورده تا این مجموعه را تبدیل به یک اثر جهانی کرده باشد که مربوط به تمام «بشر» باشد نه خاص این فکر و آئین و کشور خاص، و این کاری است که اروپائیان دانته را در آن اعظم شعرای عالم دانسته‌اند ولی برای من قبول این نکته دشوار است که در این راه دانته از حافظ ما فراتر رفته باشد.

چنانکه گفته شد، جنبه معنوی و تمثیلی «کمدی الهی» عالی‌ترین جنبه‌ها و امتیازات آن است. درک این تمثیل‌ها از نظر مفهوم یکایک آنها کاری بس دشوار است، ولی درک مفهوم تمثیلی اساس کتاب بعکس خیلی آسان است: سراسر این مجموعه طولانی، شرح سفری است که از راهی دراز و پر از موانع و مشکلات از وادی گناهنکاری به سر منزل رستگاری و صفای معنوی صورت می‌گیرد و بحقیقت «جهاد با نفس» نام دارد. راهی است صعب و جاده‌ای ناهموار که در آن قدم بقدم فریب و اغوا در کمین نشسته است تا مسافر را از  ادامه آن سفر منصرف کند. و در چنین راهی‌که «منزل بس خطرناک‌ست و مقصد ناپدید» مسافر تنها و بی‌راهنما نمی‌تواند رفت، زیرا بقول حافظ ما:

بکوی عشق منه بی دلیل راه قدم        که گم شد آنکه درین ره برهبری نرسید

بدین جهت است که مسافر خطاکار این سفر را نخست براهنمائی عقل (ویرژیل) و بعد برهنمائی عشق (بئاتریس) انجام میدهد. نخستین شرط این سفر اقرار بگناهکاری و توجه به زشتی خطاست، زیرا هیچکس نمی تواند از گناهی دوری گزیند مگر آنکه واقعاً متوجه گناهکاری خود بشود. این مرحله ایست که «دوزخ» کمدی الهی را تشکیل داده است که درآن مسافر از «وادی گناه» می‌گذرد و به مخالفت خطای خود پی می‌برد.

مرحله دوم مرحله پشیمانی و توبه، و بعد فراموشی گناه است؛ و این آن قسمتی است که «برزخ» را شامل می‌شود. مرحله سوم راه سربالائی سخت ولی خوش عاقبت رستگاری است که در طی آن بخلاف آن دو مرحله دیگر فقط «عقل» راهنما نمی‌تواند بود، و راهنمای بزرگتری لازم است که «عشق» نام دارد.

دانته این سفر دراز را در «نیمه راه زندگانی خود» انجام می‌دهد و در بازگشت از آن «دفتر خاطرات سفر» خویش را برای ساکنان روی زمین به ارمغان می‌آورد، زیرا هم بئاتریس ، هم پترس مقدس، و هم یکی از اجداد او در بهشت بوی دستور داده‌اند که بکوشد تا دیگران را بسوی حقیقت راهنمائی کند.

ولی دانته در چه وقت بفکر این سفر افتاد، و این «دفتر سفر» را از لحاظ تاریخی در چه زمانی تنظیم کرد؟ این نکته ایست که هنوز کاملا روشن نشده است. مسلم است که تدوین «کمدی الهی» در سالهای آخر عمر شاعر انجام گرفته؛ برخی عقیده دارند که اتمام این مجموعه بر رویهم هفت سال، یعنی از 1314 تا 1321 که چند ماه بآخر عمر دانته مانده بوده بطول انجامیده است. برخی نیز از روی قرائن مختلف معتقدند که نخستین اشعار «کمدی» پیش از مرگ بئاتریس سروده شده، یعنی اتمام این مجموعه بر رویهم سی سال و شاید بیشتر وقت لازم داشته است. چند نفر نیز بر این عقیده‌اند که تمام کمدی در مدت کوتاهی در اواخر عمر شاعر یکسره و بی‌وقفه سروده شده است.

این مجموعه بطور کلی شامل صد سرود است، و بدین معنی که هر یک از قسمتهای سه گانه آن: دوزخ، برزخ، بهشت به سی و سه سرود تقسیم می‌شود، باضافه سرود اول دوزخ که در حقیقت مقدمه‌ای برای تمام «کمدی الهی» بشمار می‌رود. هر سرود به بندهای «سه مصرعی» تقسیم شده و به تفاوت از صد و ده تا صد و شصت مصرع را شامل می‌شود.

دوزخ و برزخ و بهشت هر کدام شامل ده طبقه‌اند که عبارتند از: طبقات نه گانه جهنم (باضافه طبقه مقدماتی آن)؛ طبقات هفت گانه برزخ (باضافه جزیره برزخ، و طبقه مقدماتی آن، و بهشت زمینی)؛ و طبقات نه گانه بهشت (باضافه عرش اعلی). بنابراین دانته بطور کلی 30 طبقه را از اول تا بآخر سفر خود طی می‌کند. اصولا در سراسر این کتاب، دو رقم 3 و 10 که اولی مظهر «تثلیت» مسیحی و دومی مظهر «واحد» مقیاس یعنی وحدت است اهمیت خاص دارد. کتاب به سه جلد تقسیم شده، هر جلد 33 سروده دارد، هر سرود بصورت بندهای سه بیتی تدوین شده، و از آنجا که «بئاتریس یعنی مظهر عشق پا به میدان می‌گذارد تا بآخر کتاب 33 سرود فاصله است و سفر آن جهانی دانته در عرض ده روز صورت می‌گیرد»

قسمت اول این سفر در زیر زمین، یعنی در ظلمات طی می‌شود. این آن قسمتی از سفر است که به «دوزخ» مربوط است، زیرا دوزخ دانته از زیر قشر زمین شروع می‌شود و به نقطه مرکزی کره خاک پایان می‌پذیرد که در آنجا «شیطان»، فرمانروای دیار رنج، مکان دارد و قلمرو عظیم خود را اداره می‌کند. این حفره عظیم که دوزخ نام دارد، خانه ظلمت سرما و کینه و جهل و ترس و ضعف و زشتی یعنی همه آن آثار شر است که از جانب اهرمن می‌آید و باهرمن بازمی‌گردد. ولی آنچه با ماهیت دوزخ سرشته شده و در واقع تار و پود آن را ساخته است بی‌امیدی یعنی محرومیت ابدی از امید است. تمام گناهان و گناهکاران روی بدین دوزخ دارند. هر قدر گناهی سنگین‌تر باشد صاحب آن پائین‌تر می‌افتد، تا نوبت «یهودا» می‌رسد که از فرط سنگینی گناه در کام شیطان جای دارد. در این جهنم، گناهکاران بحسب انواع مختلف گناهان خود بدست انواع مختلف کیفرها و عقابها سپرده شده‌اند که سخت‌ترین آنها ظلمات مطلق و سرمای ابدی طبقه نهم ، یعنی آنجاست که شیطان در وسط آن مکان دارد .این ظلمات و سرما مظهر انکار کامل عواطف انسانی و محبت و عشق از طرف گناهکارانی است که بدین ورطه افتاده‌اند تا طبق قانون «تاوان» که قانون کلی و اصلی جهنم دانته است مجازات بینند.

بدین ترتیب از لحاظ طبقه‌بندی کلی دوزخ دانته با ذوق ما بی‌شباهت نیست، با این تفاوت مختصر که دوزخ مسلمانان بجای نه طبقه هفت طبقه دارد. ولی از نظر عذاب و کیفر بین او دو تفاوت بارزی وجود دارد، بدین معنی که درجهنم ما وسیله عذاب فقط آتش است، در صورتیکه در جهنم دانته آتش یکی از وسائل مختلف عذاب بیش نیست و تازه در ردیف سخت‌ترین عذابهای دوزخ نیز بشمار نمی‌رود.

در سراسر دوزخ هر کیفری مناسب با نوع جرم است و این ارتباط گناه با مجازات و اشارت تمثیلی خاصی که در این موارد آورده شده از شاهکارهای دانته در تدوین این کتاب بشمار می‌رود. چون در ترجمه حاضر در مقدمه هر سرود وجه این ارتباط بطور ساده توضیح داده شده، در اینجا توضیح بیشتری در این باره ضرورت ندارد.

طبقه‌بندی گناهان در دوزخ طبق نظریه فلسفی ارسطو صورت گرفته است که گناهان را به «گناههای افراط کاری» و «گناهان بدخواهی» تقسیم می‌کند. گناههای طبقه اول آنهائی هستند که اگر جانب اعتدال نگاه داشته شود فی نفسه جرم نیستند، ولی همین که از این حد تجاوز کنند و بصورت اساس زندگی درآیند جرم می‌شوند. از این قبیل است: غریزه جنسی، شکم پرستی، خست، اسراف، خشم و غضب. گناههای طبقه دوم آنهائی هستند که با سوء نیت و بقصد اضرار صورت می‌گیرند و بدو دسته گناهان ناشی از زورگوئی و تعدی و گناهان ناشی از مکر و حیله تقسیم شده‌اند.

در این طبقه از گناهان بدترین انواع گناه، گناه حیله و غدر است که از گناه زورگوئی و تجاوز کاری نیز نابخشیدنی‌تر است، زیرا دانته که حتی گناه زنا را (در طبقه پنجم دوزخ) بدلیل آنکه بخاطر عشق صورت گرفته است مستحق اغماض و تخفیف شمرده، و گناه زورگوئی و تعدی را در طبقات وسط جای داده، گناه مکر و حیله را در آخرین طبقات دوزخ مکان داده است که باید ساکنین آنها سخت‌ترین عذابهای جهنم را تحمل کنند.

بطور کلی پنج طبقه اول دوزخ که «دوزخ علیا» نامیده می‌شود و در آن گناهکارانی جای دارند که بار کمتری از خطا بر دوش گرفته‌اند خاص دوزخ‌یانی است که بجرم گناهان افراط کاری و آزمندی بدوزخ رفته‌اند، و اینان عبارتند از : بی‌تکلیفان(طبقه اول) ، شهوترانان(طبقه دوم)، شکم پرستان(طبقه سوم)، خسیسان و اسرافکاران(طبقه چهارم)، تندخویان(طبقه پنجم):

از طبقه ششم ، «دوزخ سفلی» آغاز می‌شود که شامل نوع دوم گناهان است که قبلا شرح آن داده شد. این گناهان بسیار سنگین‌تر از آن گناهان دسته اول‌اند، زیرا که بجای افراطکاری و بر اساس تجاوز و تعدی قرار دارند و با علم و بر بدی و بر اساس سو نیت صورت می‌گیرند. این نوع گناهکاران را در اصطلاح لاتین Ex Eleetione می‌نامند و اینان در مقابل گناهکاران دسته اول قرار دارند که گناهکاران Ex Passione هستند.

این دسته گناهکاران «دوزخ سفلی» که در درون حصارهای شهر «دیته» یعنی در مقر اصلی ابلیس جای دارند، خود بدو دسته تقسیم می‌شوند که عبارتند از: اهل خشونت و ارباب حیله. طبقات ششم و هفتم دوزخ خاص «متعدیان و متجاوزین» است که بنحوی از انحاء بحقوق خود یا دیگران یا خداوند  تعدی کرده اما مکر و حیله ای بکار نبرده‌اند. اینان عبارتند از زندیقان (طبقه ششم)؛ راهزنان، شاهان ستمگر، خودکشی کنندگان،کفر گویان، اهل لواط، رباخواران (طبقه هفتم).

طبقات هشتم و نهم ، یعنی سخت ترین طبقات دوزخ خاص اهل غدر و ریا است . در طبقه هشتم که پیچیده‌ترین طبقات دوزخ است و شرح آن قریب یک ثلث از تمام «دوزخ» را شامل می‌شود دسته‌ای از حیله‌گران جای دارند که گناهشان نسبت بدان دسته بعدی ساده‌تر است، و اینان عبارتند از‌: قوادان، ناموس دزدان، چاپلوسان، مال وقف خواران، غیبگویان، جادوگران، رشوه خواران، سوداگران نادرست، ریاکاران، دزدان، رایزنان مزور، نفاق افکنان، جعالان.

طبقه نهم؛ یعنی طبقه ظلمات و سرمای مطلق‌، خاص بدترین دسته از تمام دوزخیان یعنی خیانتکاران است. اینان کسانی هستند که عواطف بشری را نادیده گرفته و پیوند محبت و اعتماد را که باید «وصل کننده» ابناء بشر باشد بریده و «فصل» کرده‌اند، بدین جهت جرم خیانت در دوزخ دانته سنگین‌ترین تمام جرم‌ها است. این طبقه عبارتند از : خائنین باصل فرزندی و خویشاوندی، خائنین بوطن و هموطنان، خائنین باصول میهمان داری، خائنین بولیمنعت‌‌ها، در مرکز این طبقه نهمین است که شیطان اعظم، بزرگترین مظهر خیانت بولینعمت (خدا) جای دارد و گناهکار شماره 2 دوزخ یعنی یهودار که بولینعمت خود (عیسی) خیانت کرد در کام اوست.

 

بعد از عبور از این قسمت، دانته و ویرژیل در طول بدن شیطان یعنی در طول پایه استوار گناه پائین می‌روند تا دوزخ را ترک گویند و به سوی منزل دوم سفر خود براه افتند که برزخ، یعنی مرحله حد فاصل گناه و طهارت است، و آنگاه درآنجا خود را با آب پشیمانی و توبه بشویند و با نیروی امید دل قوی کنند و سبک پا، راه منزل سوم یعنی فردوس (مظهر صفا و رستگاری) را در پیش گیرند. 


کلمات کلیدی: