رنج تنهایی
ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۸ 
رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم تا دوست را به یاری

نخوانیم،

برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند.

طعم توفیق را می چشاند.

و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن

و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن

و چه بدبختی آزاردهنده ای ست "تنها" خوشبخت بودن

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.

در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند یاد "تنهایی" را در

سرت زنده میکند .

"تنها" خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است .

" تنها" بودن ، بودنی به نیمه است

و من برای نخستین بار در هستی ام رنج "تنهایی" را احساس کردم.

کلمات کلیدی:
 
شیمی محلولها
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۸ 
شیمی محلولها

دید کلی محلولها ، مخلوطهایی همگن هستند. محلولها را معمولا بر حسب حالت فیزیکی آنها طبقه بندی می‌کنند: محلولهای گازی ، محلولهای مایع و محلولهای جامد. بعضی از آلیاژها محلولهای جامدند؛ سکه‌های نقره‌ای محلولهایی از مس و نقره‌اند و برنج محلولی جامد از روی در مس است. هر آلیاژی محلول جامد نیست، بعضی از آلیاژها مخلوطهایی ناهمگن اند. محلولهای مایع متداولترین محلولها هستند و بیشترین کاربرد را در بررسیهای شیمیایی دارند. هوا هم مثالی برای محلولهای گازی می‌باشد.
ماهیت محلولها در یک محلول ، معمولا جزئی که از لحاظ کمیت بیشترین مقدار را دارد،
حلال و سایر اجزا را مواد حل شده (حل شونده) می‌گوییم. اما گاهی آسانتر آن است که جزئی از محلول را با آنکه مقدارش کم است، حلال بنامیم و گاهی اصولا اطلاق نام حلال و حل شونده به اجزای یک محلول (مثلا محلولهای گازی) چندان اهمیتی ندارد. بعضی از مواد به هر نسبت در یکدیگر حل می‌شوند.امتزاج پذیری کامل از ویژگیهای اجزای تمام محلولهای گازی و بعضی از اجزای محلولهای مایع و جامد است. ولی غالبا، مقدار ماده ای که در حلال معینی حل می شود، محدود است. انحلال پذیری یک ماده در یک حلال مخصوص و در دمای معین، بیشترین مقداری از آن ماده است که در مقدار معینی از آن حلال حل می شود و یک سیستم پایدار به وجود می آورد.
غلظت محلول برای یک محلول معین ، مقدار ماده حل شده در واحد حجم حلال یا در واحد حجم محلول را غلظت ماده حل شده می‌گوییم. مهمترین نوع غلظتها که در آزمایشگاه بکار می‌رود
مولاریته و نرمالیته است. مولاریته عبارت است از تعداد مولهای یک ماده که در یک لیتر محلول وجود دارد. به همین دلیل آن را مول بر لیتر یا M/L می‌گیرند. نرمالیته یک محلول عبارتست از تعداد هم ارز گرمهای (اکی والان گرم های) ماده موجود در یک لیتر محلول. نرمالیته را با N نشان می‌دهند.
انواع محلولها
محلولهای رقیق محلولهایی که غلظت ماده حل شده آنها نسبتا کم است.
محلولهای غلیظ محلولهایی که غلظت نسبتا زیاد دارند.
محلول سیر شده اگر مقدار ماده حل شده در یک محلول برابر با انحلال پذیری آن در حلال باشد، آن محلول را
محلول سیر شده می‌نامیم. اگر به مقداری از یک حلال مایع ، مقدار زیادی ماده حل شونده (بیشتر از مقدار انحلال پذیری آن) بیفزاییم، بین ماده حل شده و حل شونده باقیمانده تعادل برقرار می‌شود. ماده حل شونده باقیمانده ممکن است جامد ، مایع یا گاز باشد. در تعادل چنین سیستمی ، سرعت انحلال ماده حل شونده برابر با سرعت خارج شدن ماده حل شده از محلول است. بنابراین در حالت تعادل ، غلظت ماده حل شده مقداری ثابت است.
محلول سیر نشده غلظت ماده حل شده در یک محلول سیر نشده کمتر از غلظت آن در یک محلول سیر شده است.
محلول فراسیرشده می‌توان از یک ماده حل شونده جامد ،
محلول فراسیر شده تهیه کرد که در آن، غلظت ماده حل شده بیشتر از غلظت آن در محلول سیر شده است. این محلول ، حالتی نیم پایدار دارد و اگر مقدار بسیار کمی از ماده حل شونده خالص بدان افزوده شود، مقداری از ماده حل شده که بیش از مقدار لازم برای سیرشدن محلول در آن وجود دارد، رسوب می‌کند.
خواص فیزیکی محلولها بعضی از خواص محلولها به دو عامل ، نوع ماده حل شده و غلظت آن در محلول بستگی دارند. این مطلب برای بسیاری خواص فیزیکی محلولها از جمله ، محلولهای آبی درست به نظر می‌رسد. برای مثال، محلول نمک طعام در آب بی رنگ
پرمنگنات پتاسیم در آب، بنفش صورتی است (در اینجا نوع ماده حل شده مطرح است). افزون بر این ، می‌دانیم که هر چه بر محلول پرمنگنات آب بریزیم و آن را رقیقتر کنیم، از شدت رنگ آن کاسته می‌شود (اینجا غلظت محلول مطرح است).یکی دیگر از خواص فیزیکی که به این دو عامل بستگی دارد، قابلیت هدایت الکتریکی محلول آبی مواد گوناگون است. چهار خاصه فیزیکی دیگر از محلولها وجود دارد که به نوع و ماهیت ذرات حل شده بستگی ندارد، بلکه فقط به مجموع این ذرات وابسته است. به عبارت دیگر ، تنها عامل موثر بر خواص محلول در اینجا ، غلظت است. چنین خواصی از محلول را معمولا "خواص جمعی محلولها" (خواص کولیگاتیو Colligative properties) می‌نامند و عبارتند از کاهش فشار بخار ، صعود نقطه جوش ، نزول نقطه انجماد و فشار اسمزی.
کاهش فشار بخار وقتی یک حل شونده غیر فرار در یک حلال حل می‌شود،
فشار بخار آن کاهش می‌یابد و مقدار کاهش به مقدار حل شونده بستگی دارد. هر چه میزان حل شونده بیشتر باشد، میزان کاهش در فشار بخار بیشتر است. برای مثال اگر دو ظرف را در نظر بگیریم که در آنها مقدار مساوی مایع وجود دارد که یکی محتوی مولکولهای آب خالص و دیگری محتوی محلول قند در آب است، بدیهی است که تعداد مولکولهای آب در واحد حجم از آب قند ، کمتر از آب خالص است. به همین نسبت ، تعداد مولکولهای آب در سطح آب قند ، نیز کمتر می‌باشد. بنابراین، نسبت مولکولهای پرانرژی آب که قادر به تبخیر از سطح آب قند هستند، کمتر می‌باشد و در نتیجه فشار بخار محلول کمتر می‌شود.
افزایش نقطه جوش در اثر حل شدن مقداری حل شونده غیر فرار در یک حلال ، نقطه جوش آن افزایش می‌یابد. مقدار افزایش فقط به مقدار حل شونده بستگی دارد. برای مثال ، آب در شرایط متعارفی (دمای 25 درجه سانتیگراد و فشار بخار یک اتمسفر یا 760 میلی متر جیوه) در 100 درجه سانتیگراد می جوشد. اما اگر در آب، مقداری قند مثلا به غلظت یک مولال (یک مول در 1000 گرم آب) بریزیم، فشار بخار محلول آب قند به اندازه 14 میلی متر جیوه کاهش می‌یابد و در نتیجه محلول در 52/100درجه سانتیگراد می‌جوشد.
کاهش نقطه انجماد وقتی یک حل شونده غیر فرار در یک حلال حل می‌شود،
نقطه انجماد آن کاهش می‌یابد. بنابراین دمای انجماد محلولهای آبی همیشه کمتر از دمای انجماد آب خالص است. استفاده از این خاصیت در رادیاتور اتومبیل می‌باشد که برای جلوگیری از یخ زدن آب رادیاتور اتومبیل در زمستان ، به آن مقداری مایع به نام ضد یخ می‌افزایند. همچنین با اضافه کردن نمک (مانند کلرید سدیم) همراه با شن ریز روی آسفالت خیابانهای شهر ، هیدراته شدن یونهای نمکها مستلزم مصرف مقداری آب است که از ذوب شدن برف فراهم می گردد. بنابراین آب نمک غلیظی فراهم می‌شود که حتی در 20 درجه زیر صفر منجمد نمی‌شود.
فشار اسمزی اگر در ظرف U شکلی ، حلال A از مخلوط حلال و حل شونده (B + A) به وسیله یک
غشای نیمه تراوا ، جدا شود، چون فقط حلال از غشا عبور می‌کند، بعد از رسیدن به حالت تعادل ، ارتفاع مایع در قسمت (حاوی B + A) که حل شونده وجود دارد بالا می رود.
علوم طبیعت > شیمی > شیمی معدنی
-->(cached) اگر به این ستون فشار وارد شود تا سطح مایع در دو طرف یکسان شود، این فشاراسمزی است که به علت حل شدن حل شونده غیر فرار در حلال ایجاد شده است.
-->) به عکس فرآیند اسمز ، اسمز معکوس گویند که برای شیرین کردن آب استفاده می شود. همچنین برای
تعیین جرم مولکولی
پلیمرها ، پروتئینها و بطور کلی مولکولهای سنگین از فشار اسمزی استفاده می‌شود

*********************************************************************************
روش های جداسازی و شناسایی ترکیبات آلی (کروماتو گرافی )
کروماتوگرافی
تئوری آزمایش
پر کاربردترین شیوه جداسازی مواد تجزیه‌ای ، کروماتوگرافی است که در تمام شاخه‌های علوم کاربردهایی دارد. کروماتوگرافی گروه گوناگون و مهمی از روش‌های جداسازی مواد را شامل می‌شود و امکان می‌دهد تا اجزای سازنده نزدیک به هم مخلوط‌های کمپلکس را جدا ، منزوی و شناسایی کند بسیاری از این جداسازی‌ها به روش‌های دیگر ناممکن است. اغلب جداسازی‌ها بر مبنای کروماتوگرافی بر روی مخلوط هایی از مواد بی‌رنگ از جمله گازها صورت می‌گیرد. جداسازی‌ها بر اساس اختلاف در سرعت مهاجرت اجزای مختلف نمونه استوارند.کروماتوگرافی روش جزء به جزء کردن یک مخلوط براساس قطبیت مولکول ها می باشد. اجسام موجود در مخلوط به علت قطبیت متفاوت با سرعت های مختلف ازروی فاز ساکن می گذرند .سرعت حرکت هر جزء درمخلوط به چند عامل قطبیت بستگی دارد که مهمترین آنها یک جسم قطبی هم به حلال وهم به فازساکن جاذبه دارد جسمی که کندتر حرکت می کند بیشترین جاذبه رانسبت به فاز ساکن دارد.
روش‌های کروماتوگرافی را می‌توان ابتدا بر حسب ماهیت فاز متحرک و سپس بر حسب ماهیت فاز ساکن طبقه‌بندی کرد. فاز متحرک ممکن است گاز یا مایع و فاز ساکن ممکن است جامد یا مایع باشد. بدین ترتیب فرآیند کروماتوگرافی به چهار بخش اصلی تقسیم می شود. اساس کروماتوگرافی، جذب سطحی مواد و توزیع آنها در دو فاز می‌باشد. یکی از فازها ثابت و فاز دیگر متحرک است که نمونه مورد نظر در فاز متحرک جدا می‌شود. فاز ثابت، جامد است یا مایع و فاز متحرک مایع است یا گاز . در کروماتوگرافی مایع ـ جامد (LSC ) – در آن به ترتیب فاز متحرک مایع و فاز جامد ثابت است _ جدا شدن بر اساس جذب سطحی یا تعریض یون‌ها و یا تشکیل کمپلکس می‌باشد. کروماتوگرافی گاز – جامد (GSC ) براساس جداسازی جذب سطحی است. درکروماتوگرافی مایع ـ مایع LLC و GLC مواد بر اساس توزیع بین دو فاز جدا می‌شوند. پس کروماتوگرافی روشی برای جداسازی مخلوط به دلیل اختلاف تحرک آنها می‌باشد. کروماتوگرافی LSC در واقع نوعی کروماتوموگرافی جذبی است که مواد بر اساس اختلاف در قابلیت جذب خود روی سطح جامد از یکدیگر جدا می‌شوند. در GSC نیز اساس جداسازی جذب سطحی فاز گاز روی سطح جامد است. از این روش برای خالص سازی گازها استفاده می‌شود.

انواع کروماتوگرافی
1- کروماتوگرافی ستونی : که برای جداسازی های فوق العاده حساس مانند جداسازی ویتامین ها ، پروتئین ها وهورمون ها به کار می رودکه باروش های دیگر به آسانی جداسازی نمی شوند. در این روش فاز ساکن شامل یک ستون شیشه ای یا پلاستیکی است که با ماده ای نظیر آلومینیم اکسید ، کلسیم کربنات ، منیزیم کربنات ، زغال فعال ، خاک رس ، ژل ها و یا بسیاری ازترکیبات آلی دیگر پر شده است. اندازه ذرات فازساکن درگسترهm µ 200-150 می باشد. فاز متحرک شامل مخلوط همراه بایک حلال مناسب است که ازبالای ستون اضافه می شود.
2- کروماتوگرافی تبادل یونی: دراین مورد ستون رااز رزین تبادل یون پر می کنند. بابه کاربردن رزین مناسب می توان یون های مثبت ویون های منفی راازهم جدانمود . فاز جامد در آب غیر محلول بوده و دارای بنیان‌های اسیدی و بازی باشد. نوع معدنی این مواد جامد ، ممکن است شبیه زئولیت‌ها باشند و نوع جدید آنها از مشتقات هستند و برای جداسازی فلزات قلیایی خاکی بکار می‌روند. رزین‌های تبادل یونی منشا آلی دارند و از پلیمرهای با وزن مولکولی بالا ساخته می‌شوند. تشکیل این رزین‌ها بر اساس پلیمریزاسیون پلی‌استیرن و وینیل‌بنزن استوار است.
3- کروماتوگرافی جذب سطحی (Adsorption Chromatography)
نمونه‌ای از کروماتوگرافی LSC است که در آن عمل جداسازی مواد بعلت متفاوت بودن جذب سطحی اجزای مختلف مخلوط و فاز ساکن (جامد) انجام می‌گیرد. به کمک کروماتوگرافی جذب سطحی می توان یک مخلوط را به وسیله جذب سطحی حاصلضربی به اجزایش جدا کرد. کروماتوگرافی جذب سطحی یک روش موثر جداسازی است که بیشتر برای جدا کردن مقادیر کم اجسام به کار می رود (در مواردی که جداسازی مخلوط های پیچیده به وسیله تقطیر عملا امکان پذیر نیست) به علاوه این روش در مورد ترکیب هایی به کار برده می شود که به علت نقطه جوش بالا یا ناپایداری حرارتی نمی توان آنها را تبخیر کرد .
کروماتوگرافی جذب سطحی را می توان در یک " ستون جدا کننده " یعنی در یک لوله شیشه ای عمودی که با یک جاذب پودر شده مناسب به عنوان فاز ایستا پر شده است انجام داد. محلول مورد آزمایش ( فاز متحرک ) در اثر نیروی ثقل از روی جذب کننده به طرف پایین جریان می یابد به طوری که اجسام با توجه به میل ترکیبی آنها نسبت بعه حلال و جذب کننده به طور متفاوت جذب می شوند. در حالت ایده آل هر یک از اجسام در محدوده یک یک مرز جذبی باریک به طور مجزا وجود دارند.

چنانچه اجسام رنگی باشند یا بخشهای جذب به طرق دیگر مثلا به وسیله فلوئورسانس در نور ماورای بنفش به راحتی قابل مشاهده باشند میتوان محتویات ستون را با دقت خارج کرد و در بخشهای جذب اجسام مربوط برید و هر یک از قسمت ها را به طور مجزا استخراج کرد. این عمل مکانیکی کمتر استعمال میشود. بهتر است که هر یک از اجسام را به وسیله حلال به طور جزءبه جزء از ستون خارج کرد. در این کروماتوگرام مایع جسمی که محکمتر جذب شده است دیرتر از جسمی که سست تر جذب شده است در مایع شوینده خارج شونده وارد می شود .
به عنوان جسم جذب کننده آلومینیم اکسید یا سیلیکاژل بیشتر متداول است. برای موفقیت در یک جداسازی بسیار مهم است که ستون کاملا به طور یکنواخت پر شود. بایستی به طور حتم از ایجاد حبابهای هوا ریختن غیر یکسان یا ایجاد شکاف در فاز ایستا جلوگیری شود. ماده جذب کننده را که احتمالا قبلا خشک شده است بهتر است با حلالی که بعدا استفاده می شود مخلوط کرد و محلول تعلیقی حاصل را با دقت و با ضربه زدن با انگشت به لوله به داخل ستون که در آن مقداری حلال وجود دارد ریخت سپس روی ماده ی جذب کننده را با مقداری شن درشت یا پنبه می پوشانند. بایستی متوجه بود که ستون هیچ گاه خشک نماند چون در این صورت ترک هایی ایجاد می شود.
اکنون مخلوط آزمایش را حتی الامکان به صورت محلول غلیظ درون ستون می ریزند که در آن یک حلال با نیروی شویندگی ضعیف وجود دارد. نسبت جذب شونده به جذب کننده باید تقریبا 100 : 1 باشد. به محض اینکه محلول به پایین نزول کرد همان حلا ل روی آن ریخته می شود. سرعت جریان نبایستی زیاد بالا باشد به طوری که تعدل جذب بتواند خوب برقرار شود.
اگر مایع شوینده خارج شونده خیلی کند بچکد فشار مازاد جزیی به کار می برند به این صورت که ستون مایع را روی ستون جداسازی قرار می دهند یا ازیک دستگاه فشار اضافی استفاده می کنند .
مواد جدا شده در اجزاء 5/0 تا cc 10 جکع آوری می شوند که در آنها به وسیله روشهای تجزیه ای ویژه تشخیص داده می شود که آیا محلول شامل اجسام شسته شده هست یا خیر. در مورد اجسام جامد غالبا هر یک از اجزاء را در خلاء ضعیف تبخیر و نقطه ذوب جسم باقی مانده را تعیین می کنند. اگر حلال مورد استفاده اثر شویندگی نداشته باشد یا بعد از شستشو ی جسم اجزاء به دست آمده فقط شامل حلال خالص باشد در این صورت بلیستی نیروی شویندگی حلال افزایش یابد. برای این مقصود به آن تدریجا مقادیری حلال اضافه و امتحان می کنند که آیا حالا یک جسم ( جزء) جدید دیگر از ستون شسته می شود یا خیر. این عمل آنقدر ادامه می یابد تا اینکه عملا تمامی جسم مورد آزمایش شسته و خارج شود.

4- کروماتوگرافی کاغذی (paper chromatoghraphy)
کروماتوگرافی کاغذی یک روش میکرویی است. به عنوان تکیه گاه فاز ایستا از سلولز خالص به شکل کاغذ صافی ویژه استفاده می شود. تکیه گاه باید از خلوص و یکنواختی زیاد برخوردار باشد. هریک از انواع این تکیه گاه ها بر حسب ضخامت و قابلیت مکش از یکدیگر متمایز می شوند. در اکثر موارد به عنوان فاز ایستا از آب که خودبه خود روی رشته های سلولز وجود دارد استفاده می شود. همچنین می توان حلال دیگری را به عنوان فاز ایستا روی کاغذ مالید ( روغن سیلیکون ، پارافین و نفت ) جسم روی نقطه شروع کاغذ آورد ه می شود. جداسازی از طریق جریان فاز متحرک صورت می گیرد ( ظهور). کروماتوگرافی کاغذی در یک محفظه بسته انجام می گیرد که اتمسفر آن باید کاملا از همه اجزا ء سازنده سیستم حلال مورد استفاده اشباع باشد. محل لکه های جسم پس از خاتمه ی ظهور به به وسیله مقدار ( نسبت خطوط مقدم ) مشخص می شود.



مقدار برای هر ترکیب مقدار مشخصی است. مقادیر که به شدت تابع حلال و اثرهای دما و همچنین جنس کاغذ هستند اغلب به دشواری تکرار پذیرند. به همین علت روی یک کروماتوگرام مواد ناشناخته یک جسم شناخته شده نیز حرکت می دهند. کروماتوگرافی کاغذی برای تعیین خلوص اجسام نیز بسیار مناسب است بدین منظور توصیه می شود جسم مورد آزمایش حداقل با دو سیستم حلال متفاوت کروماتوگرافی شود. یک خصوصیت ویژه روش کروماتوگرافی کاغذی این است که چیزی مربوط به محلول یا گاز خارج شده از ستون که در سیستم‌های معمول مایع یا گاز با آن برخورد می‌کنیم وجود ندارد. ترکیبات جدا شده روی کاغذ مکان‌یابی و شناسایی می‌شوند در نتیجه ، جداسازی به طور نسبتا دائم در روی کاغذ ثبت می‌شود. در این روش اجزای جدا شده جمع آوری نمی‌شوند و احتیاجی به وسایل پیچیده کنترل پیوسته نیست. اندازه گیری کمی ترکیبات جدا شده را می‌توان روی کاغذ انجام داد ولی اگر بخواهند اجرای را از کاغذ خارج کنند تنها لازم است که قسمت مربوط به هر یک از اجسام را از کاغذ ببرند و هر یک را به طور جداگانه بشویند.
قطره‌ای از محلول حاوی مخلوطی که باید جدا شود را روی یک صفحه یا نوار کاغذ صافی در محل علامت گذاری شده قرار می‌دهند. در این محل ، قطره به صورت یک لکه حلقوی پخش می‌شود. وقتی که لکه خشک شده کاغذ را در یک ظرف مناسب سربسته طوری قرار دهند که یک سر آن در حلال انتخاب شده به عنوان فاز متحرک فرو رود. حلال از طریق الیاف کاغذ در نتیجه عمل موئینگی نفوذ می‌کند و نکته مهم این است که سطح کاغذ نباید کاملا به وسیله حلال پوشانده شود. زیرا در این صورت ، اصلا جدا سازی صورت نمی‌گیرد یا نواحی خیلی پخش می‌شوند. وقتی که جبهه حلال مسافت مناسبی را طی کرد یا بعد از یک زمان از قبل تعیین شده ، کاغذ را از طرف بیرون آورده ، جبهه حلال را با علامتی مشخص می‌کنند و می‌گذارند تا صفحه خشک شود. وقتی که محل‌های مناطق جدا شده آشکار شدند لازم است که هر یک از اجسام به طور جداگانه شناسایی شوند. در موارد ایده‌آل ، هر جسم با واکنشگر مکان‌یاب ، رنگ مخصوصی می‌دهد که در مورد مواد معدنی بیشتر و درمورد مواد آلی کمتر مشاهده می‌شود. ساده‌ترین روش شناسایی بر اساس مقدار Rf یعنی نسبت فاصله طی شده به وسیله جبهه حلال است .

تثبیت جسم روی کاغذ کروماتو گرافی
یک نوار ازنوع کاغذ داده شده را به فاصله 3cm از لبه پایینی کاغذ با یک خط مدادی علامت گذاری می کنند. نقاط شروع به فاصله 2 تا 5/2 سانتی متر از یکدیگر و از لبه کاغذ مشخص می شوند . محلول نمونه آزمایش در آب با یک حلال آلی فرار بایستی نسبت به هر جزء سازنده تقریبا 1% باشد. حدود mm2 از محلول با یک پیپت مخصوص روی نقطه شروع منتقل می شود که در نتیجه لکه ای باقطر حدودا cm 1 ایجاد می شود. برای این کار میتوان از یک لوله مویی استفاده کرد. سپس حلال را به حلال را به حال خود میگذارند تا تبخیر شود.
فاز متحرک را تقریبا تا cm 2 بالاتر از کف استوانه میریزند و کاغذ را طوری آویزان میکنند که نه به دیواره ظرف ونه با مایع تماس داشته باشد .بعد به مدت یک شب آن را به حال خود می گذارند سپس لبه پایین کاغذ را حتی الامکان بدون گشودن محفظه حدود cm 5/0 در فاز متحرک فرو می برند . بعد از آنکه حلال حدود 20 تا 25 سانتی متر بالا آمد کاغذ را بیرون می آورند خط مقدم حلال را با مداد علامت گذاری کرده و کروماتوگرام را خشک می کنند.



5- کروماتوگرافی لایه نازک (TLC)
کروماتوگرافی با لایه نازک نوعی از کروماتوگرافی جذب سطحی است.کروماتوگرافی لایه نازک نوعی کروماتوگرافی جذبی جامد مایع است و اصول آن مانند کروماتوگرافی ستونی است. ولی در این مورد جسم جاذب جامد را به صورت یک لایه نازک در روی یک قطعه شیشه یا پلاستیک محکم پخش میکنند. یک قطره از محلول نمونه یا مجهول را در نزدیکی لبه صفحه میگذارند و صفحه را همراه مقدار کافی از حلال استخراج کننده در ظرفی قرار میدهند. مقدار حلال باید آنقدر باشد که فقط به سطح زیر لکه برسد (شکل الف). حلال به طرف بالای صفحه میرود و اجزاء مخلوط را با سرعتهای متفاوت با خود میبرد. در نتیجه ممکن است تعدادی لکه روی صفحه ظاهر شود. این لکه ها روی یک خط عمود بر سطح حلال ظرف قرار میگیرند




این روش کروماتوگرافی بسیار آسان است و به سرعت هم انجام میشود. این روش برای تفکیک اجزاء یک مخلوط بسیار مفید است و همچنینن میتوان از آن برای تعیین بهترین حلال استخراج کننده جهت کروماتوگرافی ستونی استفاده کرد. درTLC میتوان از همان مواد جامد که در کروماتوگرافی ستونی استفاده میشود استفاده کرد و در این میان سیلیکا و آلومینا بیشتر به کار میرود. معمولا جسم جاذب را با مقدار کمی از ماده نگهدارنده مانند گچ شکسته بندی، کلسیم سولفات و یا نشاسته مخلوط میکنند تا جسم جاذب چسبندگی لازم را پیدا کند و به صفحه بچسبد. صفحه ها را میتوان قبل از مصرف تهیه کرد و یا از ورقه های پلاستیکی آماده که در بازار موجود است استفاده نمود. یکی از مزایای مشخص TLC آن است که احتیاج به مقدار بسیار کمی از نمونه دارد. در بعضی موار میتوان تا مقدار 9-10 گرم را تشخیص داد. اما ممکن است اندازه نمونه تا 500 میکرو گرم برسد. در نمونه های زیاد میتوان از تجربه های تهیه ای استفاده کرد. در این تجربه ها لکه های مختلف را میتراشند و با یک حلال مناسب میشویند (استخراج میکنند). و برای شناسایی (از طریق طیف سنجی) به کار میبرند.
تشخیص لکه های رنگین در روی کروماتوگرام آسان است و برای تعیین محل لکه های اجسام بیرنگ روشهای متعددی وجود دارد. برای مثال میتوان با تابش نور ماوراء بنفش به صفحه محل لکه، ترکیبهایی را که خاصیت فلوئورسانس دارند مشخص کرد. هنگامی که نور ماوراء بنفش به این صفحه بتابد، لکه اجسامی که نور ماورای بنفش را جذب می کنند ولی خاصیت فلوئورسانس ندارند در زمینه فلورسانس دار صفحه به صورت تیره رنگ ظاهر میشوند. در بسیاری موارد دیگر، از معرفهای آشکارساز دیگری استفاده میکنند. این معرفها را میتوان بر روی کروماتوگرام پاشید و لکه ها را ظاهر کرد. سولفوریک اسید، که بسیاری از ترکیبات آلی را به ذغال تبدیل میکند و محلول پتاسیم پرمنگنات نمونه هایی از معرفهای آشکار ساز هستند. ید نیز معرف آشکار ساز دیگری است که مصرف میشود. در این مورد صفحه را دز ظرفی میگذارند که محیط آن از بخار ید اشباع باشد. بسیاری از ترکیبات آلی ید را جذب میکنند و لکه آنها روی کروماتوگرام رنگین (معمولا قهوه ای) میشود.
در ابتدا لازم است که صفحات کروماتوگرافی تهیه شوند. معمولا از صفحات شیشه‌ای استفاده می‌شود، صفحه پوشیده از خمیر را خشک و با گرم کردن در حدود 100 به مدت از قبل تعیین شده آن را فعال می‌کنند. محلولی از نمونه در یک حلال فرار را به وسیله یک پیپت یا سرنگ روی صفحه قرار می‌دهند. وقتی که لکه خشک شده صفحه را بطور عمود در مخزن مناسب طوری قرار می‌دهندکه لبه پایینی آن در فاز متحرک انتخاب شده فرو رود، بدین ترتیب جداسازی مواد با استفاده از روش کروماتوگرافی صعودی انجام می‌شود. در پایان عمل ، حلال را از صفحه تبخیر می‌کنند و لکه‌های جدا شده را به وسیله روش‌های فیزیکی یا شیمیایی آشکار و شناسایی می‌کنند. شیوه عملی لازم در این روش بجز تهیه صفحات ، بسیار شبیه روش کروماتوگرافی کاغذی است .

کلمات کلیدی:
 
استخراج
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٥ 

استخراج

استخراج روشی است برای جداسازی که مستلزم انتقال جسمی از یک فاز به فاز دیگر میباشد. در بعضی مواقع لازم است برای بازیابی یک جسم آلی از محلول آبی از راههایی غیر از تقطیر استفاده شود. یکی از این راهها تماس دادن محلول آبی با یک حلال غیر قابل امتزاج با آب است. اگر حلال خاصیت جداسازی را داشته باشد بیشتر مواد آلی از لایه آبی به حلال آلی (حلال غیر قابل امتزاج با آب) انتقال پیدا میکند. روش استخراج مایع – مایع در جدا کردن ترکیبهای آلی از مخلوط مصرف بسیار زیادی دارد. یکی از خواص حلال که برای استخراج به کار برده میشود این است که قابلیت حل شدن آن در آب و یا هرماده دیگری که جسم آلی را در خود حل کرده کم باشد و یا بهتر از آن اینکه اصلا حل نشود. همچنین باید فرار باشد تا براحتی بتوان آنرا از ترکیب یا ترکیبات آلی استخراج شده، تقطیر نمود. با توجه به مطالب فوق جسم استخراج شونده باید در حلال استخراج کننده به خوبی حل شود و قابلیت انحلال در این حلال خیلی بیشتر از آب باشد. ضمنا حلال استخراج کننده هیچ نوع واکنشی با آب یا مواد قابل استخراج نباید بدهد. مهمترین حلالی که در استخراج به کار گرفته میشود دی اتیل اتر است که توانائی حل کردن تعداد زیادی از ترکیبات را در خود دارد. دی اتیل اتر نسبت به اکثر ترکیبات بی اثر بوده و به راحتی به وسیله یک تقطیر ساده از مخلوط بازیابی میشود. اما اشکال مهم آن این است که آتشگیر بوده و خیلی زود در هوا محترق میشود.

از نظر کمی پخش یک جسم بین دو حلال غیر قابل امتزاج را بر حسب ضریب پخش (ضریب تفکیک) K بیان میکنند.

 

بدیهی است برای این که A در یکی از دو مایع غیر قابل اختلاط کاملا حل شود، باید مقدار K بینهایت یا صفر باشد. عملا هیچ یک از این دومقدار به دست نمی آید با این حال تا زمانی که مقدار K بزرگتر از 1 و حجم حلال S برابر یا بزرگتر از حلال S' باشد مقدارجسم در حلال S بیشتر خواهد بود.

یکی دیگر از نتایج قانون پخش (معادله بالا) این است که چنانچه برای جدا کردن جسم از محلول آن در S' باید جمعا حجم معینی از حلال S به کار رود، میتوان نشان داد که انجام چند استخراج متوالی با قسمتهایی از آن حجم بهتر از یک استخراج با تمام آن حجم است. مثلا در استخراج محلول آبی بوتیریک اسید، مقدار اسیدی که به کمک دو استخراج متوالی با قسمتهای 50 میلی لیتری اتر به دست می آید، بیشتر از اسیدی است که به کمک یک استخراج با 100 میلی لیتر اتر خارج میشود. با این حال سه استخراج متوالی با قسمتهای 33 میلی لیتری بهتر خواهد بود. با این حال حدی وجود دارد که بعد از آن دیگر استخراج اضافی بازده قابل ملاحظه ای نداد. ضمنا واضح است هرچه ضریب پخش بزرگتر باشد تعداد استخراج مکرری که برای جدا کردن کامل جسم لازم است کمتر میشود.

هنگام انتخاب حلال جهت استخراج یک جزء از محلول باید چند اصل کلی را به خاطر سپرد. (1) حلال استخراج با حلال محلول اصلی باید غیر قابل اختلاط باشند. (2) حلال انتخابی باید برای جزء مورد نظر مناسبترین ضریب پخش و برای ناخالصیها یا اجزای دیگر ضرایب نامناسبی داشته باشد. (3) حلال انتخابی باید مانند تبلور مجدد از نظر شیمیایی با اجزای مخلوط، واکنش نامناسبی ندهد. (4) پس از استخراج باید بتوان حلال را به آسانی از جسم حل شده جدا کرد. معمولا حلال را با تقطیر جدا میکنند.

هنگامی که یکی از حلالها آب باشد، ضرایب پخش اسیدها و بازهای آلی به مقدار زیادی تحت تاثیر pH قرار میگیرد. اسید آلی که در pH برابر با ۷ در آب نامحلول باشد ممکن است در محلول آبی رقیق سدیم هیدروکسید یا سدیم بی کربنات کاملا حل شود. در چنین حالی خروج پروتون از اسید، باز مزدوج مربوط را ایجاد میکند و این باز به علت خاصیت یونی خود در آب که حلالی قطبی است بیشتر حل میشود.

 

باز مزدوج                                             اسید آلی

 به همین روش باز آلی که در pH برابر با ۷ در آب نامحلول باشد، ممکن است در محیط اسیدی (pH کمتر از 7) مانند کلریدریک اسید کاملا حل شود. در این حالت افزایش حلالیت به علت پروتوندار شدن باز آلی به وسیله اسید آبی و ایجاد اسید مزدوج قطبی است که در آب بیشتر محلول است.

 

بنابراین اسیدها و بازهای آلی را میتوان به طور انتخابی از حلالهای آلی غیر قطبی مانند اتر، دی کلرومتان، بنزن و غیره به کمک استخراج با محلول آبی که pH مناسبی داشته باشد جدا کرد. با خنثی کردن محلول آبی میتوان اسید یا باز آلی اولیه را دوباره از آن به دست آورد. افزایش باز آبی به محلول اسیدی باعث ازاد شدن باز آلی میشود، در حالی که افزایش اسید آبی به محلول بازی، اسید آلی را آزاد میکند.

برای انجام استخراج محلول را در قیف جدا کننده میریزند (توجه کنید شیر بسته باشد) و به آن مقداری حلال استخراجی اضافه میکنند (قیف نباید بیش از سه چهارم پر شود). دهانه بالای قیف جدا کننده را با در لاستیکی یا سنباده ای که اکثر قیفها دارا هستند میبندند. هنگام تکان دادن قیف آنرا به نحو به خصوصی نگاه میدارند.

 

قیف و محتویات آنرا به شدت تکان میدهند تا دو مایع غیر قابل اختلاط تا حد ممکن با هم تماس پیدا کنند. منظور از این تکان آن است که سطح تماس دو حلال افزایش بیشتری یابد تا جسم در زمان نسبتا کمتری در بین آنها پخش شود و به حالت تعادل برسد. باید هر چند ثانیه قیف را برگرداند (شیر به طرف بالا) و با احتیاط شیر آنرا باز کرد تا گاز قیف خارج شود و فشاری که در آن ایجاد شده از بین برود. این عمل مخصوصا وقتی حلالی با نقطه جوش کم به کار میرود و یا یک محلول اسیدی با سدیم بی کربنات استخراج میشود (گاز CO2 آزاد میشود) اهمیت پیدا میکند. در صورتی که این کار انجام نشود ممکن است در قیف و محتویات آن به شدت به بیرون بپرد. پس از تکان دادن کافی (حدود 2 دقیقه تکان شدید) برای آخرین بار گاز قیف را خارج میکنند و آنرا در روی حلقه ای قرار میدهند و میگذارند تا لایه ها از هم جدا شوند. پس از آن لایه پایینی را به دقت از راه شیر به داخل ظرفی ریخته و دو لایه مایع را از هم جدا میکنند.

 

قاعدتا لایه ها طوری جدا میشوند که حلال سنگینتر در قسمت پایین قرار میگیرد. بنابراین، آگاهی از دانسیته حلالهای مصرفی برای تشخیص لایه ها مفید است. با وجود این، این تشخیص بدون خطا نیست زیرا ممکن است ماهیت و غلظت جسم حل شده طوری باشد که دانسیته نسبی دو حلال را معکوس کند

 

بخش عملی

جداسازی اسید و باز آلی

مخلوطی شامل بنزوئیک اسید و پارا نیترو آنیلین به وزن 2 گرم را در حدود 100 میلی لیتر دی کلرو متان حل کنید. محلول حاصل را 2 بار و هر بار با 30 میلی لیتر اسید کلریدریک M6 استخراج کنید. فازهای آبی استخراج شده را در یک ظرف جمع آوری کنید. این فاز شامل کدام یک از ترکیبات فوق است؟ لایه آلی را 2 بار و هر بار با 30 میلی لیتر محلول سود M3 استخراج کنید و فازهای آبی را در یک ظرف جداگانه جمع آوری کنید. محلولهای آبی جدا شده را بسته به ماهیت آنها با اسید کلریدریک M6 و سود M3 خنثی کنید. رسوبات جمع آوری شده را پس از سرد کردن صاف کنید و با حد اقل آب مقطر سرد بشوئید.

 


کلمات کلیدی:
 
تقدیم به دوستان
ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٤ 

لحظه گمشده

داب اتاقم کدر شده بود
 و من زمزمه خون را در رگهایم می شنیدم
 زندگی ام در تاریکی ژرفی می گذشت
این تاریکی طرح وجودم را روشن می کرد
در باز شد و او با فانوسش به درون وزید
 زیبایی رها شده ای بود
و من دیده به راهش بودم
 رویای بی شکل زندگی ام بود
عطری در چشمم زمزمه کرد
 رگ هایم ازتپش افتاد
 همه رشته هایی که مرا به من نشان می داد
 در شعله فانوسش سوخت
زمان در من نمی گذشت
 شور برهنه ای بودم
 او فانوسش را به فضا آویخت
مرا در روشن ها می جست
تار و پود اتاقم را پیمود
 و به من ره نیافت
نسیمی شعله فانوسش را نوشید
ئزشی گذشت
ئ من در طرحی جا می گرفتم
در تاریکی ژرف اتاقم پیدا می شدم
پیدا برای که ؟
او دیگر نبود
ایا باروح تاریک اتاق آمیخت ؟
عطری در گرمی رگ هایم جا به جا می شد
 حس کردم با هستی گمشده اش مرا می نگرد
 من چه بیهوده مکان را می کاوم
آنی گم شده بود


کلمات کلیدی:
 
برا الهام
ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٤ 

یکی ازدوستام بهم پیامک زده بودکه :وفاداری را به عشق از ماهی یادبگیر ...ماهی وقتی ازآب جدا میشه می میره...

گفتم ای بابا به این عشقای امروزی مگه میشه ماهی بود...کوتاه می آیی جلو طرف ، نادون می دونتت ، یه کم زیادی بش توجه می کنی  ،میگه عین چسب وسریش می مونی ...چطوری باید رفتار کرد الله اعلم...نیشخند

اینم برادلخوشی الهام خانم ..چون همیشه گله داره که چقد از شیمی می گی یه کمی هم با احساس باش...باشه خانمی اینم احساس...حال کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟زباننیشخند


کلمات کلیدی:
 
ازنقاشیهای سهراب سپهری
ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٤ 


کلمات کلیدی:
 
سنسورها
ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٦ 

 دستگاههای صنعتی یا سنجش On- line
همانطگونه که مستحضرید کنترل پارامترهای تاثیرگذار بر کیفیت محصول و کاهش دهنده ضایعات همواره یکی از دغدغه های صاحبان صنایع بوده، اندازه گیری این پارامترها درآزمایشگاه و اعمال تغییرات بر اساس این اندازه گیری ها درخط تولید، علاوه بر صرف زمان زیاد، در بسیاری موارد باعث کاهش کیفیت محصول یا تبدیل شدن آن به ضایعات می گردد.
امروزه با استفاده از سیستم های کنترل و نمایشگر On–Line نمونه برداری و آزمون، به صورت همزمان انجام و زمان انتقال داده های آزمایشگاهی به خط تولید، به سرعت کاهش یافته و سیستم نصب شده در خط تولید، نمونه برداری و آزمایش را انجام داده و از طریق پروتکل های استاندارد دستور لازم را به دیگر دستگاههای خط تولید ارسال می نماید.
کارخانجاتINGOLD وTHORNTON از معتبرترین تولید کنندگان سیستم های اندازه گیری آن لاین PROCESS سالهاست با قرارگرفتن در زیر مجموعه کمپانیMETTLER TOLEDO سوئیس به یکی از بزرگترین و معتبر ترین عرضه کننده های کنترلگر های صنعتی در دنیا تبدیل شده اند. محصولات متنوع آنها در بر گیرنده پارامترهای CONDUCTIVITY – ORP- PH - Concentration - RESISTIVITY- DO – CO2 و TURBIDITY به شرح زیر می باشد:

1- سنسورها و
الکترودهای بسیارمتنوع جهت مصرف در صنایع شیمیائی و پتروشیمی، داروسازی، آب و فاضلاب، بیوتکنولوژی، صنایع غذائی و آشامیدنی، چوب و کاغذ، لبنیات، رنگ و ... دارای گواهینامه های بین المللی مانند EHEDG, 3-A, ATEX, FM

 PH/Redox Electrodes :
با ممبرانهای متنوع مانندHF(Hydroflouric Acid), HA(High Alkali) , LOT (Low temp)  و در طولهای مختلف.
دارای سنسورهای دمائی Pt1000, Pt100, NTC و قابلیت استریلیزه و اتوکلاو شدن. شامل سه گروه الکترولیت مایع، ژل الکترولیت، الکترولیت پلیمری(جامد) دارای گواهینامه های بین المللی مانند  ATEX, FM .
 

 

 


 Conductivity Sensors:
شامل سه گروه 2 Electrode Sensor مناسب برای محلول های با هدایت پائین، 4 Electrode Sensor مناسب برای محلولهای با هدایت متوسط و Inductive sensor (electrodeless) برای       محلول های با هدایت بالا و بسیار کثیف.
 

 

 


 Dissolved Oxygen Sensors:
این سنسورها اولین دارنده گواهینامه  EHEDG(Europen Hygienic Equipment Design Group)می باشند. باممبران های از جنس PTFE/Silicone تقویت شده با steel mesh با قابلیت استریلیزاسیون و اتوکلاوشدن و مناسب برای استفاده در شرایط CIP .
 

 

 

 


 Turbidity Sensors
شامل انواع متنوع سنسورها برای درخواست های متفاوت( Fermentation, Crystallization , Wastewater , …) و اندازه گیری های ویژه ، با بهره گیری از تکنولوژی backscattered light. با ساختاری مقاوم از جنس Polysulfone , Stainless Steel , Hastelloy® .
 

 

 


 Dissolved Carbon Dioxide Sensors:
دارای استانداردهای مانند FDA ,EHEDG. با طراحی ویژه ممبران برای افزایش انتخابگری CO2 بدون تداخل با دیگر اسیدهای آلی . با بدنه ای از جنس 316L Stainless Steel و قابلیت استریلیزه و اتوکلاو شدن .
 

 

 


2- HOUSINGغلاف های
دربرگیرنده الکترود:
 
غلاف های متنوع جهت نصب روی راکتور (عمودی یا افقی)، خط لوله، حوضچه باز و ... . ساخته شده از موادی مانند , PVDF, … Titanium , Hastelloy-C22 , Stainless Steel . که چند مدل ازآن ها به شرح زیر می باشد:
:InFit Housing
قابل نصب برروی لوله  و راکتور به دو صورت Side entryو Top entry . در طول ها وقطرهای مختلف و قابل نصب با انواع اتصلات.
 :InFlow Housing
قابل نصب برروی لوله، در دو مدل پلیمری( PVC, PVDF ) و  Stainless-316L به دو صورت 180° و 90°.
 :InDip Housing
قابل نصب برروی حوضچه ها و تانک های روباز .
 

:(Retractable)InTrac Housing
با استفاده از این HOUSING ها عملیات شستشو و کالیبراسیون سنسورها بدون توقف کردن خط تولید انجام می شود قابل نصب برروی لوله و راکتور به دو صورت Top entry( نصب ازبالا) ،Side entry ( نصب روی دیواره
)
در دو مدل دستی یا پنوماتیک جهت شستشو و کالیبراسیون اتوماتیک سنسور (همراه با سیستم هایEASYCLEAN).

3-ترانسمیتر
:(TRANSMITTER)

نشانگرهای دیجیتالی با صفحه نمایش LCD ، مجهز به جریانهای خروجی 20 …. 4 میلی آمپر و کنترلر PI و PID جهت کنترل VALVE - PUMP و ... . INTERFACE های RS 485 , RS232 جهت اتصال به کامپیوتر و ... سازگار با پروتکل های PROFIBUS- Fieldbus , … HART - و شامل انواع EX(ضد انفجاری) جهت استفاده در محیط های پر خطر، دارا ی سیستم های هشدار دهنده ( alarm ) و با استانداردهای IP65 ,IP54 , … .قابل نصب برروی دیوار، پنل و یا لوله که با تفکیک پارامترها به شرح زیر می باشند:

o ترانسمیترهای
PH :
قابلیت اندازه گیری دما ، ORP, mV , PH . در مدل های متنوع با توجه به رنج های اندازه گیری PH ، نوع سیستم کنترل کننده و نوع سیستم های ارتباطی . مجهز به سیستمSensoCheck® برای نمایش لحظه به لحظه وضعیت سنسور .

o ترانسمیترهای
CONDUCTIVITY :
قابلیت اندازه گیری دما ، هدایت ، Salinity ،Resistivity .
قابلیت اندازه گیری Concentration اسیدها(HCl , H2SO4 , HNO3)، بازها (NaOH) و نمک ها در محلول های آبی


o ترانسمیترهای
DO:
قابلیت اندازه گیری دما و Dissolved Oxygen به دو صورت ppm و % . دارای ترانسمیتری برای نمایش DO بصورت ppb.

o ترانسمیترهای
TURBIDITY:
ارائه نتایج برحسب واحد های ppm , Percent , g/l , EBC , NTU , FTU . دارای چندین نوع کالیبراسیون Manual , … , Factory calibration Multipoint( 1 to 5 points) . دارای password protection
دارای 4جریان خروجی 20 …. 4 میلی آمپر.


o ترانسمیترهای
CO2:
نمایش مقدار CO2 با واحدهایpartial pressure , mg / L, % . دارای دو خروجی دما و CO2 .
انجام مطمئن عملیات با سیستم Sensor diagnostic برای چک کردن آسان و اتوماتیک سنسور .

o ترانسمیترهای
M700 / multi – parameter:
قابلیت نمایش چندین پارامتر بصورت همزمان( PH-PH , PH-DO , Cond-PH , … ) با توجه به انتخاب ماجول های اندازه گیری PH ,DO , ppb Oxygen , Conductivity , Inductive Conductivity . قابلیت ذخیره نتایج ، نمایش زمان و تاریخ . دارای دو مدل Stainless Steel polished مناسب برای صنایع داروئی و غذائی و Coated Steel مناسب برای صنایع شیمیائی و آب و فاضلاب . با طیف وسیعی از نرم افزارها مانند Measuring recorder و Logbook و
.......



o ترانسمیترهای پرتابل
ORP / PH:
دارای دو مدل 1120 , 1140 مناسب برای آزمایشگاه و صنعت . قابلیت اندازه گیری PH در محدوده -2...+16 .
دارای استانداردIP66 ، دارای قابلیت تصحیح دمائی . مجهز به سیستمSensoCheck® برای نمایش لحظه به لحظه وضعیت سنسور.دارای سیستم کالیبراسیون اتوماتیک ( Calimatic® ) .

o ترانسمیترهای پرتابل
DO:
در دو مدلInTap 4000e/ InTap 4004e : ارایه نتایج برحسب % , ppm , mg/l . قابلیت ذخیره اطلاعات . با استاندارد IP66 و دارای Interface 232برای انتقال و ذخیره اطلاعات . بارنج اندازه گیری 0.00…19.99ppm. کالیبراسیون ساده و اتوماتیک بوسیله هوا .

4- سیستم های اتوماسیون
EASY CLEAN :
جهت شستشو ( آب – هوا و حلال ) و کالیبراسیون ( بافر ) اتوماتیک با قابلیت برنامه ریزی و مجهز به پمپ های DOSING جهت حلال و بافر .در مدل های ساده تا پیشرفته مانند100 , 150 , 200 , 350 ,400 و مدل ضد انفجار 400X .
 :EasyClean100
شستشوی اتوماتیک سنسور با آب و هوا. قابل استفاده با سری
InDip Housing .
 :EasyClean150
شستشوی اتوماتیک سنسور با آب. قابل استفاده با Retractable Housing
 :EasyClean200
شستشو وتمیزکردن اتوماتیک سنسور با آب و محلولهای شوینده. قابل استفاده با Retractable Housing .
 :EasyClean350
شستشو ( آبهوا و حلال ) و کالیبراسیون ( بافر ) اتوماتیک .
 :EasyClean400/400X
مدرنترین نوع سیستم های اتوماسیون برای شستشو (آب – هوا و حلال) و کالیبراسیون ( بافر ) اتوماتیک سنسورها . در دو مدل ساده و ضد انفجار (EX).

5- لوازم جانبی
:
o
شامل طیف کاملی از اتصالات مانند فلنج ها (flange DIN, flange ANSI, …) ، سوکت ها و Threadها .
o
انواع کابلها مانندVarioPin(VP), … , AK9 ,AS9, S7,S8
o
بافرها ، الکترولیت ها ، سیمولاتورها و
... .

 

 


کلمات کلیدی:
 
what is graphite electrod
ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٩ 


کلمات کلیدی:
 
kinds of electrods
ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٩ 


کلمات کلیدی:
 
what is an electrod?
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٩ 

An electrode is an electrical conductor used to make contact with a nonmetallic part of a circuit (e.g. a semiconductor, an electrolyte or a vacuum). The word was coined by the scientist Michael Faraday from the Greek words elektron (meaning amber, from which the word electricity is derived) and hodos, a way.[1]

Contents

[hide]

 Anode and cathode in electrochemical cells

An electrode in an electrochemical cell is referred to as either an anode or a cathode, words that were also coined by Faraday. The anode is now defined as the electrode at which electrons leave the cell and oxidation occurs, and the cathode as the electrode at which electrons enter the cell and reduction occurs. Each electrode may become either the anode or the cathode depending on the voltage applied to the cell. A bipolar electrode is an electrode that functions as the anode of one cell and the cathode of another cell.

Primary cell

A primary cell is a special type of electrochemical cell in which the reaction cannot be reversed, and the identities of the anode and cathode are therefore fixed. The anode is always the negative electrode. The cell can be discharged but not recharged.

 Secondary cell

A secondary cell, for example a rechargeable battery, is one in which the reaction is reversible. When the cell is being charged, the anode becomes the positive (+) electrode and the cathode the negative (−). This is also the case in an electrolytic cell. When the cell is being discharged, it behaves like a primary or voltaic cell, with the anode as the negative electrode and the cathode as the positive. The chemical change, which converts chemical energy into electrical energy, is reversible. This cell can be recharged by simply passing electrons in the opposite direction, so it is also called a storage or accumulator cell.

Other anodes and cathodes

In a vacuum tube or a semiconductor having polarity (diodes, electrolytic capacitors) the anode is the positive (+) electrode and the cathode the negative (−). The electrons enter the device through the cathode and exit the device through the anode. Many devices have other electrodes to control operation, e.g., base, gate, control grid.

In a three-electrode cell, a counter electrode, also called an auxiliary electrode, is used only to make a connection to the electrolyte so that a current can be applied to the working electrode. The counter electrode is usually made of an inert material, such as a noble metal or graphite, to keep it from dissolving.

Welding electrodes

In arc welding an electrode is used to conduct current through a workpiece to fuse two pieces together. Depending upon the process, the electrode is either consumable, in the case of gas metal arc welding or shielded metal arc welding, or non-consumable, such as in gas tungsten arc welding. For a direct current system the weld rod or stick may be a cathode for a filling type weld or an anode for other welding processes. For an alternating current arc welder the welding electrode would not be considered an anode or cathode.

Alternating current electrodes

For electrical systems which use alternating current the electrodes are the connections from the circuitry to the object to be acted upon by the electrical current but are not designated anode or cathode since the direction of flow of the electrons changes periodically, usually many times per second.

 Uses of electrodes

Electric currents are run through nonmetal objects to alter them in numerous ways and to measure conductivity for numerous purposes. Examples include:


کلمات کلیدی: